زين الدين محمود واصفى
240
بدايع الوقايع ( فارسى )
همين با لطف و احسانش نمىيابد شدن مايل * كه جنگش نيز اعلامى نمايد ناوكش در دل بعد از اين فرمودند كه : اسلوب معميات ( B 90 b ) شما فى الجمله معلوم شد غالبا كه معميات شما را اكثر بىنام توانيم يافت . يك چند معمائى كه قريب الفهم باشد ( C 83 b ) بخاطر آريد و نويسيد . از معميات قريب به هشتاد عدد همراه بود . حضرت خان فرمودند كه : نامهايى كه نوشتهايد محو فرمائيد . نامهائى كه بر سر ورق بود به مقراض بريديم و به حضرت خان گذرانيديم و آن معميات اين است « 1 » : سلطان صفت به ديده درآيد خيال او * كردم حباب خون جگر چتر آل او [ آدم ] فتاد آتش شوق « 2 » تو در ميانهء دل * بسوخت شعلهء عشقت ستون خانهء دل [ علا ] ابر مىگريد و بر طرف چمن مىگردد * در هواى قد آن سرو چو من مىگردد [ حسن ] سر ز محتاجان فكن اى شوخ شنگ * تا دم تيغ تو گردد لاله رنگ [ حسين ] خواهد ز ما بپوشد رخسار ماه خود را * آن مه دگر نمايد زلف سياه خود را [ الوند ] به بستان آبجويان شد به هرسوى « 3 » * چو گل رخسارم آمد بر لب جوى « 4 » [ سالمى ] زاهد كه بود به خودنمائى مشهور * يك ذره از آن نباشدش ذوق و حضور
--> ( 1 ) - T : بيت اول را ندارد . جواب هرمعما در نسخ C ، B ، B 2 با جوهر قرمز مقابل هر بيت نوشته شده است . ( 2 ) - T : عشق ( 3 ) - T : سو ( 4 ) - T : جو